دلم میخواد برسم خونه رو تخت خودم بخوابم. چه زندگی مسخرهای شده. مقاله دوم عدم پذیرش گرفت.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1402 ساعت: 19:58
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1402 ساعت: 19:58
به پنجشنبه و جمعه فکر میکنم. اشپزی، راه رفتن، کتاب،یوگا، لم دادن. همین.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 20:19
دلتنگی برای خودم در کنار تو وقتی با تمام اشتیاق برایت حرف میزدم. برای قهوه و شیرینی بعدازظهر، برای تو. دلتنگی و غمی عریان.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 19:46
روز سختیه. دلم گرفته است. دلم برای تو تنگ شده. برا اینکه بهت بگم «سلام بچهها» چه کامنتایی گذاشته. آتش شاکرمی چی نوشته. برا اینکه سه ساعت حرف بزنم. خوبیش اینه که یه وقتایی معجزه بود. بین اینهمه سیاهی تو برای من نور بودی. اره خب رفتنی بودی. بهطور روشنی مال من نبودی. از این ترکیب مالِ من بدم میاد. اما تو دنیای من روزای زیادی روشن بود. بهخاطر اونا خوشحالم. بغض دارم. کاش بمیرم. خستهام. توان هیچکاری رو ندارم.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 19:46
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 19:46
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: شنبه 7 مرداد 1402 ساعت: 16:07
سردرد دارم. قرصها تمام شدند. حالم حوب نیست. انفجار روحی. خستگی. تنهایی. دلتنگی. بغض. خفگی. بیآبی.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 13:33
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 13:33